سوگ[۱] - که به عنوان داغ‌دیدگی نیز شناخته می‌شود- به عنوان مجموعه‌ای از واکنش‌ها به وقوع فقدان‌های قابل‌توجه تعریف می‌شود. در حالی که سوگ معمولا به از دست دادن یکی از عزیزان اشاره می‌کند، ولی می تواند شامل از دست دادن شغل و اشتغال، توانایی فیزیکی، اموال و دارایی و یا رویدادهای دیگر نیز باشد.

سوگ یک فرآیند پیچیده است که امری طبیعی در نظر گرفته می‌شود و ممکن است با انواع واکنش‌های احساسی و رفتاری و افکار مختلف همراه باشد. برای مثال در دوران سوگواری، ممکن است غم و ناراحتی، خشم و عصبانیت و (یا) تسکین و آرامش را تجربه کنید. همچنین ممکن است احساس نیاز به کناره‌گیری از دیگران و یا برعکس میل به درخواست حمایت جمعی داشته باشید.

سوگی که طولانی مدت و طاقت‌فرسا باشد و یا به طور جدی به زندگی روزمره شما آسیب بزند، "اختلال سوگ بغرنج (پیچیده)[۲]" در نظر گرفته می‌شود؛ شرایطی که ممکن است به درمان توسط یک متخصص سلامت اعصاب و روان نیاز داشته باشد.

سوگ و اختلال شخصیت مرزی

در حالی که تحقیقات بسیار کمی در این زمینه وجود دارد، اما از لحاظ نظری افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (BPD) که دارای حس ترس شدید از طرد و ترک شدن هستند، می توانند زمینه بیشتری برای دچار شدن به سوگ بغرنج داشته باشند؛ چرا که آنها واکنش‌های عاطفی شدیدی نسبت به جدایی از عزیزان خود دارند.اگر اختلال مرزی داشته باشید، وقتی یکی از دوستان  یا عزیزان خود را از دست می‌دهید، حزن و اندوه بسیار بیشتری نسبت به دیگران حس می کنید و ممکن است اندوه خود را از طریق رفتارهایی تکانشی و بی محابا و یا مخرب، مانند مصرف الکل یا ابراز تندی و خشونت آشکار کنید. البته این اقدامات معمولا فقط اندوه شما را تشدید می‌کنند و چرخه درد و پریشانی را ادامه می‌دهند.

خود اختلال شخصیت مرزی نیز می‌تواند ابراز اندوه شما را محدود کند. می‌تواند باعث ایجاد حس عصبانیت، احساس گناه و شرمندگی باشد که کاملا بی مورد است. بخصوص احساس یاًس و عصبانیت در این مواقع متداول است. عصبانیت شما می‌تواند برانگیخته از احساس درماندگی و تنهایی باشد. در مورد مرگ یکی از عزیزان، ممکن است فکر کنید جوابگو و مسئول آنچه اتفاق افتاده است هستید، حتی زمانی که بهیچ وجه چنین نیست.

ممکن است پیوسته با احساسات رهاشدگی و حساسیت به طرد[۳] درگیر بوده باشید، که این احساسات می‌تواند با مرگ یک عزیز تشدید شود و شما را از سوگواری به روشی سالم باز دارد؛ چون شما احساس تنهایی شدید و انزوا می‌کنید.

یا ممکن است به پنهان کردن احساسات خود کاملا خو گرفته باشید که در اثر آن نمی‌توانید از طریق فرآیند طبیعی سوگواری کنید. سرکوب احساس فقدانی که دارید، فرآیند سوگواری را طولانی و بسیار پیچیده‌تر کرده و مانعی برای توانایی عملکرد صحیح شما خواهد شد.

سوگواری در درمان

متاسفانه، فقدان و اندوه بخشی از زندگی است و یادگیری مدیریت و سامان دادن به سوگواری، برای سلامت ذهنی و جسمی شما ضروری است. اگر شما BPD دارید و پس از یک فقدان، درگیر کنترل احساسات و اندوه خود هستید، به دنبال ملاقات با یک درمانگر متخصص در اختلالات شخصیتی باشید.

یک درمانگر خوب می‌تواند با هدایت به مراحل طبیعی سوگواری به شما کمک کند و یاری تان دهد تا احساسات خشم، درماندگی و ناامیدی را کنترل کنید. او می‌تواند شما در طی این فرآیند طبیعی همراهی کند تا بتوانید آن را به سلامت و بدون متوسل شدن به رفتارهای خطرناک و یا صدمه زدن به خودتان، اداره کنید. همچنین ممکن است برخی از تکنیک‌های مقابله را یاد بگیرید تا به شما کمک کند احساسات شدید خود را مدیریت کنید، از مراقبه ذهن آگاهی[۴] گرفته تا نوشتن یادداشت‌های روزانه (ژورنالینگ)، همه می توانند به شما کمک کنند.

حال آنکه فرآیند سوگواری می‌تواند دردآور و ناراحت‌کننده باشد، برای شما ضروری است که التیام یابید و از آن گذر کنید. با جستجوی درمان مناسب می‌توانید شروع به یادگیری نحوه مدیریت درست و برخورد مناسب با فقدان‌ها و از دست دادن‌ها کنید.

[۱] Bereavement
[۲] Complicated Bereavement Disorder
[۳] Rejection Sensitivity
[۴] Mindfulness Meditation